واخواهی

اعتراض محکوم علیه به حکم محکومیت غیابی است.

حکم غیابی ظرف 20 روز از ابلاغ واقعی حکم قابل طرح و رسیدگی در همان مرجع صادر کننده حکم میباشد.

اجرای حکم غیابی : اجراییه در حکم غیابی زمانی صادر میشود که حکم , قطعی شده باشد در این زمان از محکوم له تامین اخذ نمیشود بلکه تامین زمانی اخذ میشود که دایره اجرا محکوم به را به تصرف محکوم له میدهد. نوع تامین میتواند وجه نقد یا مالی غیر از وجه نقد باشد.

در 2 مورد اعتراض واخواهی خارج از موعد از سوی واخواه پذیرفته میشود :

الف ) واخواه اثبات نماید که عدم اقدام به واخواهی در موعد 20 روز به لحاظ وجود یکی از معاذیر موجه بوده است. ( مرض مانع از حرکت , حبس غیرقانونی , فوت والدین , همسر و فرزندان , وقوع حوادث قهریه ).

ب ) هرگاه دادنامه به محکوم علیه ابلاغ واقعی نشده باشد و او مدعی عدم اطلاع از مفاد حکم غیابی شود.

طرفین دعوای واخواهی : واخواه ( خوانده ) و واخوانده ( خواهان ) میباشند. در این مرحله طرفین موقعیت مرحله بدوی را حفظ میکنند درنتیجه واخواه دارای کلیه حقوق و وظایف خوانده و واخوانده دارای موقعیت خواهان میباشد + ورود و جلب ثالث در این مرحله مجاز میباشد اما تقابل ممنوع میباشد.

در صورتی که محکوم علیه غیابی در مهلت 20 روز اقدام به تجدید نظرخواهی کند این امر به منزله اسقاط حق واخواهی است.

حکم قطعی و غیرقطعی :  احکام از جهت قابلیت اجرا به احکام قطعی و غیرقطعی تقسیم میشوند. حکم وقتی قطعی است که رسیدگی ماهوی بعدی نداشته باشد و قابل اجرا باشد. حکم غیرقطعی حکمی است که از مرحله نخستین صادر شده و قابل واخواهی و یا تجدید نظر یا هر دو باشد.

احکام قطعی , احکام لازم الاجرا هستند.

حکم نهایی : حکمی است که دیگر قابل اعتراض از طریق شکایت ماهوی و شکلی نباشد بنابراین احکامی که در دیوان عای کشور ابرام میشوند احکام نهایی هستند همچنین احکامی که مهلت تجدید نظر و فرجام آنها گذشته باشد نهایی محسوب میشوند. همچنین حکمی که قابل فرجام نباشد ( مشمول بندهای مواد 367 و 368 ق.آ.د.م نباشد ) حکم نهایی محسوب میشود.

احکام حسبی نقطه مقابل احکام ترافعی هستند و اموری هستند که رسیدگی به آن متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوی از طرف آنها نمیباشد.

قرارها یا راجع به ماهیت دعوی نیستند و یا قاطع دعوی نیستند.

موارد صدور قرار ابطال دادخواست عبارتند از : 

1- عدم حضور خواهان و خوانده برای اخذ توضیح وفق ماده 95 ق.آ.د.م

2- عدم ارائه اصول اسناد وفق ماده 96 ق.آ.د.م

3- استرداد دادخواست تا اولین جلسه طبق ماده 107 ق.آ.د.م و استرداد دادخواست تجدید نظر وفق ماده 363 ق.آ.د.م

4- عدم تهیه وسیله اجرای قرار وفق ماده 256 ق.آ.د.م

5- عدم پرداخت دستمزد کارشناس طبق ماده 259 ق.آ.د.م

دستور موقت

دستور موقت ناظر بر اموری مثل توقیف مال یا انجام عمل و یا منع از عملی میباشد.

دستور موقت طبق نص ماده 317 ق.آ.د.م به هیچ وجه تاثیری در اصل دعوی نخواهد داشت.

در اموری که تعیین تکلیف در آنها فوریت دارد دادگاه به درخواست ذینفع دستور موقت صادر میکند.

مرجع رسیدگی به دستور موقت دادگاه صلاحیتدار برای رسیدگی به اصل دعوی یا دادگاهی است که دعوی در آنجا در حال رسیدگی میباشد مگر اینکه موضوع درخواست در مقر دادگاه دیگری باشد.

این درخواست میتواند کتبی یا شفاهی باشد و درخواست شفاهی در صورت مجلس قید و به امضای درخواست کننده میرسد.

تشخیص فوری بودن دستور موقت با دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به درخواست را دارد.

در صورتی که از قبل اقامه دعوی شده باشد موعد طرح دعوی پس از صدور دستور موقت حداکثر ظرف 20 روز از تاریخ صدور میباشد. و تقاضا کننده باید ظرف این مدت به منظور اثبات ادعای خود به دادگاه صالح مراجعه و دادخواست خود را تقدیم و گواهی آن را به دادگاهی که دستور موقت را صادر کرده تسلیم نماید در غیر این صورت دادگاه صادر کننده به درخواست طرف مقابل از آن رفع اثر خواهد کرد.

در دستور موقت دادگاه مکلف است برای جبران خسارت احتمالی که از دستور موقت حاصل میشود از خواهان تامین مناسبی اخذ کند.

این تامین ممکن است وجه نقد یا غیرنقد یا ضمانت نامه بانکی باشد و الزامی ندارد که نقدا به صندوق دادگستری پرداخت شود.

تعیین نوع و میزان تامین ماخوذه از متقاضی دستور موقت با دادگاه است.

دستور موقت اصولا پس از ابلاغ قابل اجرا میباشد ولی نظر به فوریت امر دادگاه میتواند مقرر دارد که قبل از ابلاغ اجرا شود.

در صورتی که دادگاه تقاضای دادرسی فوری و صدور دستور موقت را موجه نداند قرار رد درخواست دستور موقت را صادر میکند.

اجرای دستور موقت مستلزم تایید رییس حوزه قضایی میباشد.

هرگاه جهت دستور موقت مرتفع شود دادگاه صادر کننده آن را لغو میکند و اگر اصل دعوی در دادگاه مطرح باشد دادگاه رسیدگی کننده دستور لغو را میدهد.

در صورتی که متقاضی ظرف 20 روز از تاریخ صدور قرار تامین اقامه دعوی نکند و یا در صورتی که دعوای خواهان رد شود طرف مقابل میتواند مطالبه خسارت کند.

چنانچه ظرف 1 ماه از تاریخ ابلاغ رای نهایی برای مطالبه خسارت طرح دعوی نشود به دستور دادگاه از مال مورد تامین رفع توقیف میشود.

قرار قبول یا رد درخواست دستور موقت مستقلا قابل اعتراض و تجدید نظر نمیباشد و میتوان ضمن تقاضای تجدید نظر به آن اعتراض کرد.

دستور موقت در هر صورت قابل فرجام خواهی نمیباشد.

دستور موقت درخواست غیرمالی است.