صدور و انشای رای

پس از اعلام ختم دادرسی :

 1- فقط صدور رای جایز است. 

2- صدور رای بلافاصله و نهایتا ظرف مدت یک هفته باید انجام پذیرد.

3- ادعای جدید و دلیل جدید پذیرفته نمیشود.

4- پاکنویس دادنامه ظرف 5 روز باید انجام شود.

5- امضای دادنامه فقط توسط دادرس رسیدگی کننده ممکن است و باید فورا انجام شود.

رای مشتمل بر سه قسمت میباشد :

1- مقدمه ( نام طرفین و خلاصه ادعاها و دفاعیات و خواسته آنها ).

2- اسباب موجهه ( دلایل و مستندات رای ).

3- نتیجه یا منطوق رای ( مواد قانونی که بر اساس آنها حکم صادر شده است ).

معیار تشخیص حکم :

1- در امور ترافعی صادر شده باشد. ( پس امور حسبی را دربر نمیگیرد ).

2- از دادگاه صادر شده باشد. ( پس تصمیمات مراجع اداری به غیر از دیوان عدالت اداری و داور را دربر نمیگیرد ).

3- قاطع دعوی باشد. ( یعنی با صدور آن تکلیف دعوای طرح شده تعیین شود ).

4- راجع به ماهیت دعوی باشد. پس باید امور موضوعی را دربر بگیرد نه امور شکلی یا قانونی را ).

 اگر در رای دادگاه این 4 شرط با هم جمع نباشند رای دادگاه قرار محسوب میشود نه حکم.

تصحیح حکم : هرگاه در تنظیم و نوشتن رای دادگاه سهو قلم رخ دهد مثل از قلم افتادن کلمه ای یا زیاد شدن آن و یا اشتباهی در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که از آن درخواست تجدید نظر نشده دادگاه راسا یا به درخواست ذینفع , رای را تصحیح می نماید. رای تصحیحی به طرفین ابلاغ خواهد شد. تصحیح حکم جزو لاینفک حکم است.

ابلاغ حکم : دادنامه باید به اصحاب دعوی , وکلا و یا نمایندگان آنها ابلاغ شود. مدیر دفتر دادگاه باید فوری پس از امضای دادنامه رونوشت آن را به تعداد لازم تهیه و مطابقت آن را با اصل , گواهی و حسب مورد به اصحاب دعوی , وکلا یا نمایندگان آنها چنانچه در دفتر دادگاه حضور داشته باشند ابلاغ کند در غیر این صورت ابلاغ دادنامه توسط مامور ابلاغ انجام میشود.

در محجورین ابلاغ به ولی یا سرپرست و در اشخاص حقوق عمومی به خود وزارت خانه یا ابلاغ صورت میگیرد.

در صورتی که خوانده مجهول المکان باشد رای یک نوبت در روزنامه کثیر الانتشار آگهی و تاریخ آگهی تاریخ ابلاغ محسوب میشود.

آثار ابلاغ حکم :

1- امکان اجرای حکم را فراهم میکند. ( وفق ماده 302 ق.آ.د.م ).

2- ابتدای مهلت اعتراضات احتمالی را مشخص میکند.

3- اثر نسبی دارد و فقط نسبت به کسانی که در دادرسی شرکت داشته اند و قائم مقام آنها قابل اجراست.

خصوصیات حکم :

1- قدرت اثباتی دارد.

2- غیرقابل ابطال است.

3- اعتبار امر قضاوت شده دارد.

4- وفق قانون قابلیت شکایت دارد.

5- موجب فراغ دادرس میشود.

اقسام حکم

حکم حضوری و غیابی : حکم از جهت وضعیت خوانده دعوی در نحوه ابلاغ دادخواست به وی و پاسخ وی به لوایح و شرکت در جلسات دادرسی به حضوری و غیابی تقسیم میشود.

اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. و اگر در واخواهی حکم به نفع خوانده صادر شود خواهان ملزم به جبران خسارت از محل تامین ماخوذه یا ضامن معرفی شده میباشد.

حکم در صورتی غیابی است که خوانده در رسیدگی حضور نداشته باشد یا وکیل معرفی نکرده باشد و یا لایحه ای نفرستاده باشد و یا دادخواست و ابلاغ وقت رسیدگی به او قانونی صورت گرفته باشد. ( پس اگر خوانده از گرفتن اوراق دادخواست و اخطاریه آن امتناع نموده باشد ابلاغ واقعی محسوب و حکم حضوری به شمار میرود ).

زمانی حکم از لحاظ حضوری و غیابی بودن بررسی میشود که علیه خوانده صادر شده باشد.

حکم نسبت به خواهان همیشه حضوری محسوب میشود.

حکمی که در دعوای اعتراض ثالث صادر میشود حضوری محسوب میشود.

قرارها هیچگاه وصف غیابی ندارند و قابلیت واخواهی هم ندارند.

اصل بر حضوری بودن احکام میباشد.