دادرسی و دادخواست

دادرسی با اقامه دعوی و ارائه دادخواست به دادگاه آغاز میشود و ابتدای آن از تاریخ رسید دادخواست به دفتر کل محسوب میشود.

تاریخ رسید دادخواست به دفتر کل ( ثبت واحد رایانه ) تاریخ اقامه دعوی محسوب مبشود.

مراحل و تنظیمات دادخواست :

1- شروع رسیدگی مستلزم تقدیم دادخواست است. دادخواست در فرم چاپی مخصوص که در دادگاه ها وجود دارد تنظیم میشود.

2- دادخواست به دفتر دادگاه صالح داده میشود و اگر دادگاه دارای شعب متعدد باشد دادخواست به دفتر شعبه اول تقدیم میشود.

3- مدیر دفتر شعبه اول دادخواست را فوری ثبت و رسیدی به خواهان میدهد.

4- پس از ثبت در شعبه اول , مدیر دفتر دادخواست را برای ارجاع به یکی از شعب به رئیس شعبه اول یا معاون وی میدهد.

5- پس از ارجاع پرونده به شعبه , پرونده به نظر ریاست دادگاه میرسد و اگر پرونده ایراد شکلی داسته باشد ریاست دادگاه به مدیر دفتر دستور ارسال ابلاغ رفع نقص میدهد.

6- مدیر دفتر ظرف دو روز نواقص را کتبا و مفصل به خواهان اطلاع داده و دستور میدهد که ظرف 10 روز نسبت به رفع نقص اقدام کند.

7- اگر ظرف 10 روز رفع نقص به عمل آید پرونده مجددا به ملاحظه ریاست دادگاه میرسد و در این حالت و همچنین در فرضی که پرونده از ابتدا کامل بوده باشد ریاست دادگاه دستور تعیین وقت میدهد.

8- مدیر دفتر بر اساس دفتر اوقات اقدام به تعیین وقت رسیدگی میکند و اخطار وقت رسیدگی را در دو نسخه تهیه و نسخه اول را بایگانی و نسخه دیگر را به همراه ضمائم برای خوانده ارسال میکند.

9- برگه پس از تنظیم به مامور ابلاغ داده میشود و مامور ابلاغ موظف است ظرف 2 روز اوراق را به خوانده ابلاغ کند + تاریخ و وقت رسیدگی به خواهان نیز ابلاغ میشود.

آثار دادخواست :

1- صلاحیت دادگاه را در رسیدگی مشخص میکند و در صورت عدم صلاحیت دادخواست به مرجع صالح ارسال میشود.

2- در صورتی که دادگاه صالح باشد مکلف به رسیدگی میشود و قضات نمیتوانند به بهانه اجمال یا نقص قانون از رسیدگی امتناع نمایند.

3- صلاحیت دادخواست دهنده را بیان میکند.

4- بر اساس خواسته , محدوده رسیدگی دادگاه تعیین میشود و دادگاه مطلقا نمیتواند به بیش از آن حکم دهد. در غیر این صورت میتواند از جهات اعاده دادرسی محسوب شود. ( بند 2 ماده 426 ق.آ.د.م ).

5- قابلیت استماع دعوی مشخص میشود. اگر دعوی قابل استماع نباشد میتواند از مصادیق بندهای 7 یا 8 یا 9 ماده 84 ق.آ.د.م بوده و باعث قرار رد دعوی شود.

6- خوانده را مکلف به پاسخ میکند و محتمل است دعوی به وسیله یکی از ایرادات بند 2 یا 4 یا 6 ماده 84 ق.آ.د.م توسط خوانده رد شود.

7- دادخواستی که به زبان فارسی تنظیم نشود ثبت آن به هیچ عنوان مجاز نمیباشد.

تفاوت اظهارنامه با دادخواست : اظهارنامه برخلاف دادخواست موجب اشتغال دادگاه نمیشود.

همچنین پاسخ به اظهارنامه اصولا اجباری نیست در حالی که پاسخ به دادخواست از سوی خوانده اجباریست.

اظهارنامه میتواند وسیله مطالبه رسمی حق یا تسلیم شی باشد و از سوی دفاتر دادگاه ها و دفاتر اسناد رسمی هم قابل ارسال است.

اگر دادخواست امضای دادخواست دهنده را نداشته باشد ثبت آن قانونا مجاز نیست.

در صورت تعدد خواهان ها همگی آنها باید دادخواست را امضا کنند.

هرگاه آدرس خواهان در دادخواست مشخص بود اما در هنگام ابلاغ اخطاریه کاشف به عمل آید که آدرس او دروغ یا اشتباه بوده مدیر دفتر باید بدون اخطار رفع نقص قرار رد فوری دادخواست را صادر کند همچنین در مواردی که در دادخواست نام و مشخصات خواهان نوشته نشده باشد مدیر دفتر باید دادخواست را فورا رد کند. الته ظرف 2 روز از تاریخ وصول نظر مامور ابلاغ چنین قراری صادر میشود.

اگر مشخصات خوانده در دادخواست معلوم نباشد مدیر دفتر باید اخطار رفع نقص بدهد.

اگر خواندگان اهالی یک شهرک , شهر یا روستا باشند خواهان باید در ستون خوانده نام آن شهرک یا شهر یا روستا را بنویسد و نام حداقل یکی از افرادی که او را معارض خود میداند را در ستون خوانده بنویسد. ( خواندگان نامحصور ). ولی اگر خواندگان محصور باشند خواهان باید نام همه آنها را در دادخواست بنویسد.

هزینه دادرسی هر دعوی بر اساس بهای خواسته آن در دعاوی مالی تعیین میشود و پس از آن روی دادخواست باید تمبر باطل شود.

ضمائم دادخواست باید برابر با اصل شوند و مرجع برابر با اصل نمودن اسناد , دفاتر دادگاه ها یا ادارات ثبت اسناد یا دفاتر اسناد رسمی و وکلای اصحاب دعوی میباشند.

مطابقت با اصل نمودن تصویر اسنادی که در خارج تهیه شده است فقط در سفارتخانه ها یا کنسولگری های ایران امکان پذیر است.

رونوشت سند مثبت سمت از سوی ولی یا قیم یا نماینده قانونی نیز باید پیوست دادخواست شود در غیر این صورت به استناد بند 5 ماده 84 ق.آ.د.م قابل ایراد توسط خوانده است و منجر به صدور قرار رد دعوی خواهد شد.

بند 3 ماده 51 : تعیین خواسته و بهای آن : خواسته آن چیزی است که خواهان از دادگاه آن را درخواست میکند. خواسته محدوده رسیدگی را مشخص میکند. خواسته یا مالی است یا غیرمالی که خواسته مالی علی القاعده باید تقویم شود که به آن بهای خواسته میگوییم.  پس بهای خواسته یعنی ارزش ریالی خواسته.

بهای خواسته دو کارکرد دارد : 1- هزینه دادرسی را مشخص میکند.  2- امکان اعتراض به رای را فراهم می آورد.

پس اگر خواسته غیرمالی باشد بهای خواسته نداریم. در دعاوی غیرمالی چه ذاتی و چه اعتباری هزینه دادرسی مبلغ 500 تومان است.

در مواردی که بهای خواسته معلوم است امکان اعتراض به بهای خواسته وجود ندارد. پس هرجا خواسته وجه نقد باشد اعتراض به بهای خواسته میسر نیست. هرگاه خواسته پول خارجی باشد ( ارز باشد ) در چنین مواردی ارز بر مبنای نرخ رسمی بانک مرکزی تقویم میشود.

هرگاه خواسته منافع باشد دو احتمال وجود دارد احتمال اول این است که منافع محدود است مانند سه سال حق انتفاع. در این صورت حاصل جمع تمام اقساط منافع محاسبه میشود و احتمال دوم مربوط به منافعی است که محدود به مهلت نباشد مانند صلح عمری که در این صورت حاصل جمع منافع 10 ساله را در نظر میگیریم.

تقویم در اموال منقول بر اساس همان مبلغی است که خواهان تعیین کرده است ولی تقویم در اموال غیرمنقول بر اساس قیمت منطقه ای ملک است.

اعتراض به بهای خواسته : اعتراض به بهای خواسته در صورتی امکان دارد که خوانده بهای تقدیمی خواهان را به جهتی صحیح نداند و در صورتی است که خواسته وجه نقد نباشد زیرا اعتراض به خواسته و بهای آن در وجه نقد دفاع به معنای اخص محسوب میشود نه ایراد.

اعتراض به بهای خواسته در دعاوی غیرمالی منتفی است زیرا در این دعاوی خواسته تقویم نمیشود.

اعتراض به بهای خواسته اگر موثر در مراحل بعدی باشد دادگاه مکلف است قبل از شروع به رسیدگی با جلب نظر کارشناس بهای خواسته را تعیین کند.

شرایط اعتراض به بهای خواسته :

1- تا اولین جلسه دادرسی مطرح شود.

2- موثر در مراحل بعدی رسیدگی باشد.

3- خوانده بهای مورد نظر خود را اعلام کند.

چنانچه معترض به بهای خواسته ( خوانده ) ظرف مهلت مقرر هزینه کارشناس را پرداخت نکند اعتراض وی بی اثر میشود.

سه شرط اعتراض به بهای خواسته که در بالا ذکر شد باید تواما وجود داشته باشد.

در صورت صدور قرار رد دادخواست از سوی مدیر دفتر به لحاظ عدم رفع نقص توسط خواهان , قرار صادره ظرف 10 روز در همان دادگاه قابل اعتراض است. اعتراض به قرار مذکور بدون نیاز به دادخواست و هزینه دادرسی است.

ممکن است در ضمن یک دادخواست دعاوی متعدد اقامه شده باشد.

در صورتی که دعاوی متعدد ضمن یک دادخواست ارتباط کامل نداشته باشد و دادگاه نتواند ضمن یک دادرسی به آنها رسیدگی کند دعاوی را از یکدیگر تفکیک میکند.

تفکیک دعاوی متعدد در یک دادخواست دو حالت دارد.

الف ) چنانچه دادگاه صلاحیت رسیدگی به همه دعاوی را داشته باشد به هر یک جداگانه رسیدگی میکند.

ب ) اگر دادگاه نسبت به برخی صلاحیت نداشته باشد با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده تفکیک شده را به مرجع مربوطه ارسال میکند.

پس از تکمیل پرونده رئیس دادگاه دستور تعیین وقت به مدیر دفتر میدهد.

وقت رسیدگی باید طوری تعیین شود که فاصله آن تا جلسه رسیدگی کمتر از 5 روز نباشد.

پس از تعیین وقت , این وقت به طرفین دعوی ( خواهان و خوانده ) ابلاغ میشود.