وکالت در دعاوی

در امور حقوقی هر یک از طرفین میتوانند حداکثر تا 2 نفر وکیل به دادگاه معرفی کنند. در امور کیفری در مرحله رسیدگی مقدماتی در دادسرا متهم میتواند 1 وکیل معرفی کند و در مرحله رسیدگی دادگاه محدودیتی در خصوص تعداد وکلا وجود ندارد.

در صورت انتخاب 2 وکیل , هیچ یک حق اقدام به طور انفرادی ندارد و اقدام یکی از وکلا بدون وکیل دیگر منشا اثر نخواهد بود. اما اگر وکالت به موجب 2 وکالتنامه جداگانه داده شود این امر ظهور در استقلال وکلا و حق اقدام انفرادی دارد.

به هیچ عنوان شخص مجبور نیست که برای پرونده و دعوای خود وکیل بگیرد و اشخاص میتوانند شخصا خودشان به عنوان اصیل طرح دعوی کنند و در دادگاه از خودشان دفاع کنند ولی تقریبا محال است که بدون وکیل بتوانند دعوی را به نفع خودشان به پایان ببرند مگر اینکه معلومات و اطلاعات حقوقی خوب و کافی از قوانین داشته باشند.

استفاده از نمایندگان حقوقی : منوط است به ارگان دولتی بودن + استفاده از کارمندان اداره حقوقی یا رسمی + دارا بودن لیسانس حقوق با دو سال سابقه کارآموزی در دفاتر حقوقی مربوط یا دو سال سابقه کار قضایی یا وکالت + احراز شرایط فوق توسط بالاترین مقام اجرایی سازمان

زمانی شخص وکیل دادگستری شناخته میشود که در آزمون وکالت قبول شود اگر شخصی دکترای حقوق هم داشته باشد تا زمانی که در آزمون وکالت قبول نشده است به هیچ عنوان وکیل نیست و فقط میتواند یک استاد دانشگاه باشد.

در صورت اختلاف بین وکیل و موکل دادگاه رسیدگی کننده به دعوی به اختلاف مربوطه رسیدگی میکند.

وکالتنامه باید به امضای وکیل و موکل رسیده و وکیل امضای موکل را نیز تایید کند.

وکالت در ارجاع امر به کارشناس نیاز به تصریح ندارد بلکه تعیین کارشناس نیاز به تصریح دارد.

سوگند و اقرار مطلقا قابل توکیل نمیباشد اما قبول یا رد سوگند قابل توکیل میباشد اما نیاز به تصریح دارد.

وکیلی که حق تعقیب عملیات اجرایی را دارد برای وصول محکوم به , و اعمال ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی و زندانی کردن محکوم علیه نیازی به تصریح در وکالتنامه ندارد.

اقرار وکیل علیه موکل نسبت به اموری که قاطع دعواست پذیرفته نیست.

در صورت ابلاغ دادنامه هم به وکیل و هم به موکل مبدا مهلت تجدید نظر خواهی تاریخ ابلاغ به وکیل است.

عزل وکیل باید به اطلاع او و دادگاه برسد و پس از اطلاع دادگاه از عزل دادگاه دیگر او را در امور راجع به دادرسی وکیل نخواهد شناخت.

از جمع مواد 39 و 43 ق.آ.د.م استنباط میشود عزل یا استعفای وکیل باید در زمانی مطرح گردد که موجب تجدید جلسه رسیدگی نشود و اگر موجب تجدید جلسه نباشد توقف دادرسی حداکثر تا یک ماه امکان پذیر است.

در صورتی که وکیل مجاز در تجدید نظر باشد و پس از صدور رای یا در موقع ابلاغ رای استعفا دهد , رای به موکل ابلاغ میشود اما ابتدای تاریخ تجدید نظر از تاریخ ابلاغ به وکیل محسوب میشود مگر اینکه موکل اثبات کند از استعفای وکیل بی اطلاع بوده است.

اگر وکیل بعد از ابلاغ رای و قبل از انقضای مهلت تجدید نظر فوت کند ابتدای مهلت تجدید نظر از تاریخ ابلاغ به موکل میباشد.

در صورت فوت یا ممنوعیت وکیل از وکالت پس از ابلاغ رای و قبل از انقضای مدت رای به موکل ابلاغ و محاسبه مهلت اعتراض از تاریخ ابلاغ به موکل میباشد.

در صورتی که طرفین دعوی وکیل معرفی کنند , حضور اصحاب دعوی در جلسه دادگاه اختیاری خواهد بود مگر اینکه قاضی حضور آنان را لازم بداند. ( ماده 94 ق.آ.د.م ).

در صورتی که وکیل در دو یا چند دادگاه اعم از حقوقی و جزایی جلسه رسیدگی داشته باشد , حضور در دادگاه کیفری الزامی است.

در صورتی که وکیل در دو یا چند دادگاه حقوقی جلسه رسیدگی داشته باشد حضور در هر کدام اختیاری است و به دادگاه دیگر باید لایحه دفاعی ارسال کند. تداخل جلسات موجب تجدید آنها نخواهد بود. 

وکالت انتخابی : وکالتی است که دادگاه در امر کیفری و یا از طرف کانون وکلا در امر حقوقی به وکیل ارجاع میشود + قبول وکالت انتخابی الزامی است. 

وکلای دادگستری نمیتوانند در غیر از محلی که برای آن پروانه دریافت کرده اند دفتر وکالت تاسیس کنند و نمیتوانند فعالیت وکالتی خود را در محل دیگری متمرکز کنند. 

درخواست تعلیق وکیل دادگستری در صورتی پذیرفته میشود که وکیل تحت تعقیب باشد و رسیدگی به درخواست در صلاحیت دادگاه انتظامی وکلا است. 

چنانچه وکیل یا همسر او با قاضی رسیدگی کننده قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از طبقه دوم داشته باشند نباید مستقیما یا با واسطه در نزد همان قاضی قبول وکالت کند.

در صورتی که دو نفر مجتمعا وکیل پرونده ای باشند و در روز دادرسی یکی از وکلا حاضر نشود و لایحه ای به دادگاه تقدیم کند قاضی دادگاه بدوت توجه به دفاع وکیلی که در جلسه دادرسی حاضر شده است دادرسی را ادامه میدهد.

وکلای دادگستری از مصونیت شغلی برخوردارند و میتوانند همراه خود محافظ شخصی ( بادی گارد ) داشته باشند.

لیسانسه حقوق میتواند کارهای مقدماتی وکیل دادگستری را متحمل شود. و این کارها نیاز به وکیل بودن طرف ندارد. 

وکیل میتواند در لایحه خود آنطور که بخواهد دفاع کند و هیچ کس نمیتواند وکیل را به نوشتن طرز و شیوه خاصی در لایحه ای که او میخواهد بنویسد مجبور کند یا آن را رد کند قاضی مکلف است در هر صورت لایحه وکیل را قبول کند و آن را با دقت مطالعه کند و نمیتواند آن را رد کند مگر اینکه در لایحه از عبارات و جملات خلاف ادب و نزاکت و توهین آمیز استفاده شده باشد. 

وکیل و قاضی دو بال فرشته عدالت هستند و هر کدام در کار خود مستقل هستند و هیچ یک نمیتوانند نظرات و عقاید شخصی خود را به دیگری تحمیل کنند.