اشخاص و خانواده

طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.

در صورتی که عقد نکاح پس از نزدیکی منحل شود و زن مجددا شوهر کند و طفلی از او متولد گردد طفل به شوهری ملحق میشود که الحاق او به آن شوهر ممکن است. در صورتی که الحاق طفل به هر دو شوهر ممکن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر اینکه امارات قطعی بر خلاف آن دلالت کند. 

هرگاه ولی قهری طفل محجور شود مدعی العموم ( دادستان ) مکلف است مطابق مقررات راجع به قیم , قیمی برای طفل معین کند. 

هیچ یک از پدر و جد پدری نمیتواند در زمان حیات دیگری برای مولی علیه خود وصی معین کند. 

ولی مسلمان نمیتواند برای امور مولی علیه خود وصی غیر مسلمان معین کند. 

پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف یکی از آنها ولی خاص طفل نامیده میشود. 

نفقه اولاد اعم از پسر و دختر تا 18 سالگی بر عهده پدر است پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب فالاقرب. در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است. هرگاه مادر هم زنده و قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجه اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصه مساوی تادیه کنند. 

زوجه در هر حال میتواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوی کند و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر , زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه ( آینده ) میتوانند مطالبه نفقه نمایند. 

وفق ماده 1168 ق.م حضانت هم حق و هم تکلیف ابوین است. 

موارد سقوط حق حضانت : 

الف - جنون. ( ماده 1170 ق.م ). 

ب- ازدواج مجدد. ( ماده 1170 ق.م ). 

ج- کفر. 

د- انحطاط اخلاقی و ناتوانی در نگهداری طفل. ( وفق ماده 1173 ق.م ).

نفقه فرزند متولد از زنا به عهده زانی است. 

حقوق و تکالیف اشخاص تا زمان فوت آنها باقی میماند و با فوتشان از بین میرود. 

موت را به دو قسم حقیقی و فرضی تقسیم میکنند البته قسم سومی هم در فقه وجود دارد و آن موت حکمی است. 

موت حکمی در خصوص مرتد فطری است. حکم اصلی مرتد فطری اعدام است اما اگر مرتد فطری زن باشد اعدام نمیشود اما اموال او بین وراثش تقسیم میشود و نکاح وی نیز منحل میشود و در حکم مرده قرار میگیرد. 

احوال شخصیه مرکب از وضعیت و اهلیت است. اهلیت همان توانایی و شایستگی برای دارا شدن ( تمتع از حقوق ) و اجرا کردن ( استیفا و تصرف در اموال و حقوق ) است. وضعیت نیز موقعیت و وضع حقوقی اشخاص است. 

حقوق اشخاص به طور کلی قابل سلب نیستند اما سلب حقوق به صورت جزئی و موردی بلااشکال است. 

حجر گاه عام و گاه خاص است. حجر اصطلاحی است که قانونگذار برای بیان وضعیت برخی اشخاص وضع نموده است. 

حجر عام : آن است که شخص به طور کلی از اجرای حقوق ممنوع باشد مثل حجر مجنون که به علت فقدان اراده هیچگونه عمل حقوقی نمیتواند انجام دهد. جنون در حقوق ایران به هر درجه که باشد اهلیت استیفا را زائل میکند. ( ماده 1211 ق.م ). 

حجر خاص : شخص از پاره ای از تصرفات خود ممنوع میباشد نه همه آنها , مثل حجر سفیه یا ورشکسته و ممنوعیت آنها محدود به امور مالی است. 

حجر میتواند حمایتی باشد یا سو ظنی. در حجر حمایتی منظور قانونگذار حمایت از محجور است که او را در مقابل دیگران تحت حمایت خود قرار دهد مثل حجر صغیر , مجنون و غیر رشید. ( ماده 1215 ق.م ). در حجر سو ظنی منظور قانونگذار حمایت از دیگران است در مقابل محجور. مثل حجر تاجر ورشکسته که محدودیت قانونگذار برای تاجر ورشکسته به دلیل حمایت از طلبکاران میباشد. 

معاملات محجورین وفق ماده 213 ق.م باطل است. ولی وفق مواد 1211 و 1214 ق.م عقود غیرمالی سفیه و ورشکسته صحیح و نافذ میباشد + قبول تملکات مجانی از سوی صغیر ممیز نیز صحیح میباشد. 

قیم : در صورت وجود محجور و فقدان ولی یا وصی منصوب از جانب وی , حاکم نصب قیم میکند. قیم متولی امور محجور است و از سوی دادگاه برای اداره و سرپرستی محجور تعیین میشود. 

موارد نصب قیم : ماده 1018 ق.م این موارد را احصا کرده است و عبارت است از موارد ذیل : 

1- محجور ولی خاص نداشته باشد. 

2- مجنون و سفیه که جنون و عدم رشد آنها متصل به صغر نبوده باشد. 

3- مجنون و سفیه که جنون و عدم رشد آنها متصل به صغر بوده اما ولی خاص ندارند. 

شرایط و خصوصیات قیم : با وحدت ملاک از ماده 1192 ق.م این خصوصیات عبارت است از :

1- قیم محجور مسلمان باید مسلمان باشد. 

2- وفق ماده 1231 ق.م بلوغ و رشد و عقل را داشته باشد.

3- امانت دار خوبی باشد. 

دکتر کاتوزیان با وحدت ملاک از ماده 1247 ق.م انتخاب شخص حقوقی به سمت قیمومت را مجاز دانسته اند اما نظر مشهور بر این منوال است که اوصاف مقرر در قیم مختص شخص حقیقی است و نمیتوان شخص حقوقی را به عنوان قیم نصب نمود. 

اولویت در نصب قیم : پدر و مادر محجور ( مادر مادام که شوهر نکرده است ) با داشتن صلاحیت اخلاقی بر هر فرد دیگر مقدم است. 

در صورت محجوریت زوجه , شوهر با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم است. 

با داشتن صلاحیت و عدم وجود افراد فوق , اقربای محجور بر سایرین مقدم هستند + در بین این اشخاص شخصی که وفق ماده 1243 ق.م تضمین کافی یا ضامن بدهد مقدم است.

وظیفه اصلی قیم : مواظبت از مولی علیه و اداره اموال وی. 

اگر محجور مادر داشته باشد و ولی خاص نداشته باشد حضانت طفل همچنان با مادر است. 

از دیگر وظابف قیم عبارت است از : نگهداری طفل و آموزش و پرورش وی + ازدواج وی در صورت ضرورت به استثنای سفیه که در امور غیرمالی خود اهلیت دارد + طلاق مجانین که با تصمیم دادگاه صورت میگیرد + اداره اموال محجور که باید با تنظیم صورت دارایی در ابتدا و انتهای دوره قیمومت صورت گیرد. 

ممنوعیت های قیم : هبه اموال صغیر و هرگونه معامله مضر به حال اموال محجور + رهن گذاشتن اموال محجور + وثیقه گذاشتن اموال محجور + صلح دعاوی مربوط به محجور + قرض و وام گرفتن برای محجور مگر اینکه به مصلحت او باشد + معامله با خود. به این معنا که قیم بر خلاف ولی نمیتواند اموال مولی علیه را برای خود بخرد یا اموال خود را به او بفروشد. 

هزینه های دوره قیمومت  : 

الف ) حق الزحمه قیم : طبق  ماده 1246 ق.م و ماده 95 ق.ا.ح این اجرت از اموال محجور پرداخت میشود. 

ب) هزینه های راجع به نگهداری اموال محجور از قبیل هزینه اجرت کارگر و تعمیرات و ... این هزینه ها نیز از اموال محجور پرداخت میشود. 

عزل قیم : از دست دادن اوصاف مقرر در ماده 1248 ق.م. 

انعزال قیم : از دست دادن اهلیت لازم از سوی قیم.

غایب مفقود الاثر

امور راجع به غایب مفقود الاثر در صلاحیت دادگاه آخرین اقامتگاه غایب میباشد. و اگر در ایران اقامت نداشته باشد با دادگاهی است که آخرین محل سکونت غایب در آن بوده است و اگر محل سکونت نداشته باشد با دادگاهی است که محل اقامت یا سکونت ورثه غایب است.

در موارد زیر شخص عادتا زنده فرض نمیگردد :

1- 10 سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از غایب رسیده گذشته باشد.

2- با انقضای 10 سال , سن غایب از 75 سال تمام گذشته باشد.

3- کسی که نظامی باشد و در جنگ مفقود شود چنانچه سه سال از تاریخ انعقاد صلح و پنج سال از تاریخ ختم جنگ بگذرد.

4- کسی که در سفر دریایی مفقود گردد و سه سال از تاریخ غرق شدن کشتی گذشته باشد.

5- کسی که بر اثر سقوط هواپیما یا حادثه دیگری مفقود شود و پنج سال از تاریخ سقوط هواپیما یا وقوع آن حادثه گذشته باشد.

تا زمانی که در مورد فوت غایب یقین حاصل نشود یا حکم موت فرضی او از دادگاه صادر نشود اموال او بین ورثه اش تقسیم نمیشود.

همسر غایب نیز با اثبات عسر و حرج خود میتواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید که البته این طلاق رجعی است. همسر وی عده وفات را به جا می آورد اما چنانچه غایب در زمان عده مراجعت نماید حق رجوع خواهد داشت.

ورثه غایب در دو صورت میتوانند قبل از صدور حکم موت فرضی تقاضای تقسیم اموال و تصرف اموال غایب را بنمایند :

1- غایب برای اداره اموال خود امینی تعیین نکرده باشد.

2- دو سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از او رسیده گذشته باشد و نیز ضروری است که مراتب در یکی از روزنامه های محلی یا کثیرالانتشار آگهی گردد.

 پس از صدور حکم قطعی موت فرضی , اموال غایب بین ورثه تقسیم میشود. هرگاه مشخص شود مه غایب زنده است کلیه اقداماتی که در جهت موت فرضی او به عمل آمده باطل میشود مگر اقداماتی که در خصوص حفظ اموال او صورت گرفته باشد.

تعیین امین برای غایب مفقود الاثر : در صورتی که غایب برای اداره اموال خود تکلیفی تعیین نکرده باشد و بر طبق قانون ولی یا قیم نداشته باشد دادگاه صالح برای اداره اموال او امینی تعیین میکند. اگر یکی از وراث تضمینات مناسب بدهد دادگاه باید او را به سمت امین غایب تعیین کند.

وظایف امین :

1- امین نماینده قانونی غایب است و در کلیه امور مالی او نماینده است.

2- در دعاوی علیه غایب , امین طرف دعوا میشود و میتواند برای مطالبات غایب نیز طرح دعوی کند.

3- امین نمیتواند دعاوی غایب را به صلح ختم کند مگر با تثویب دادستان.

4- امین نمیتواند با خود معامله کند.

5- امین مسئول خسارت وارده نمیباشد مگر در صورت تقصیر.

6- امین باید در ابتدای نصب , صورت جامع دارایی غایب را تهیه و به دادستان محل دهد.

7- امین باید به میزانی که دادستان تعیین نموده در اموال غایب هزینه کند و بیش از آن نیاز به تصویب دادستان دارد.

8- امین نمیتواند اموال غایب را بفروشد یا رهن دهد مگر با درنظر گرفتن مصلحت غایب و تصویب دادستان. 

9- امین باید سالی یک مرتبه و ظرف 1 ماه از تاریخ مطالبه دادستان حساب تصدی خود را به دادستان یا نماینده او بدهد. 

10- در هر خرید و فروش و معامله ای باید مصلحت غایب را در نظر بگیرد. 

11- باید نفقه اولاد و همسر غایب را از دارایی غایب تامین کند. 

زوال سمت امین غایب : الف ) بعد از صدور حکم موت فرضی   ب) پس از معلوم شدن موت حقیقی   ج) پس از اطلاع از زنده بودن غایب مفقود الاثر.