نکاح و طلاق

وعده نکاح ( نامزدی ) جایز است و الزام آور محسوب نمیشود و در صورت برهم خوردن آن مطالبه هیچ نوع خسارتی نمایند. تعیین وجه التزام نیز نافذ نیست.

هدایای دوران نامزدی در صورت برهم خوردن قابل استرداد هستند زیرا از نظر ماهیتی هبه محسوب میشوند و هبه نیز اصولا قابل رجوع است.

در صورت اتلاف , قیمت هدایایی که عادتا نگاه داشته میشود قابل مطالبه است.

در صورت تلف مال بدون تقصیر و همچنین در صورت فوت یکی از نامزدها , رجوع به قیمت نیز جایز نمیباشد. 

در صورت غیبت ولی دختر باکره و احتیاج وی به ازدواج , میتواند پس از احراز آن در دادگاه اقدام به نکاح نماید. 

عقد نکاح : نکاح عقدی لازم است اما اسباب برهم خوردن آن با سایر عقود لازم متفاوت است. 

نکاح غیرقابل تعلیق و غیرقابل اقاله است. 

نکاح عقدی رضایی و غیر تشریفاتی است. برخلاف طلاق که ایقاعی تشریفاتی است. 

موالات بین ایجاب و قبول شرط صحت عقد است. 

اهلیت در نکاح شامل بلوغ + عقل + قصد است. 

در خصوص سفیه باید دانست که نکاح او صحیح است اما حق تعیین مهر که از حقوق مالی است را ندارند و تعیین مهر توسط او غیرنافذ است. 

شرط خیار نسبت به عقد باطل است + شرط خیار نسبت به مهر برای مدت معین , صحیح و در صورت فسخ , مهرالمثل به زن تعلق میگیرد. 

وکالت مطلق در نکاح شامل تزویج موکل برای وکیل غیرنافذ است مگر در صورت اذن صرح موکله ( موضوع ماده 1072 ق.م ). 

در نکاح منقطع ( صیغه ) مدت باید دقیقا و منجزا تعیین شود + مهر باید حتما ذکر شود در غیر این صورت صیغه باطل است. 

در نکاح منقطع زن ارث نمیبرد و نمیتوان خلاف آن را شرط نمود. 

در نکاح منقطع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا عقد بر مبنای آن واقع شده باشد. 

مهر بر سه قسم است : مهرالمسمی و مهرالمثل و مهرالمتعه + مهر میتواند عین یا کلی یا حق مالی یا منفعت یا انجام فعلی و سایر حقوق باشد. 

نکاح مفوضه البضع : در آن مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد. 

نکاح مفوضه المهر : در نکاح تعیین میزان مهر به یکی از زوجین یا شخص ثالثی واگذار گردیده باشد. 

زن نسبت به مهر حق حبس دارد مشروط بر حال بودن آن. 

تعیین مهر غیرقابل تملک یا مالی که به دیگری تعلق دارد در حکم تعیین نکردن مهر است و تابع ماده 1087 ق.م . 

نفقه زن از حیث استطاعت و فقر مرد واجب مطلق است. نفقه زن از حیث تمکین زن واجب مشروط است و اثبات نشوز با مرد است. 

مطلقه رجعیه در زمان عده حق نفقه دارد مگر در صورت وقوع طلاق در حال نشوز. 

در مدت عده فسخ نکاح و طلاق بائن زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه دارد. 

موارد انحلال نکاح : فسخ و طلاق در نکاح دائم , بذل مدت در نکاح منقطع , فوت هر یک از طرفین , لعان و کفر هر یک از طرفین. 

جنون زوجین اعم از مستمر یا ادواری به طرف مقابل حق فسخ میدهد. اگر جنون زن بعد از نکاح حادث شود برای مرد حق فسخ ایجاد نمیشود. 

تخلف از شرط صفت ضمن عقد نکاح به طرف دیگر حق فسخ میدهد. 

تخلف از شرط فعل ضمن عقد نکاح , حق فسخ نمیدهد. اول الزام میکند اگر الزام ممکن نباشد فقط میتوان مطالبه خسارت نمود. 

در طلاق خلع که از انواع طلاق بائن است مرد حق رجوع ندارد مگر در صورت رجوع زن و بازگشت طلاق به ماهیت اصلی خود ( طلاق رجعی ). 

رجوع در طلاق یک ایقاع است و میتواند لفظ یا فعلی باشد مشروط بر اینکه به قصد رجوع باشد. 

مدت عده : عده طلاق و فسخ نکاح سه طهر است + مدت عده طلاق و فسخ نکاح در زنی که با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند سه ماه است. 

مدت عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای مدت در نکاح منقطع دو طهر است. 

مدت عده طلاق و قسخ نکاح و بذل مدت و انقضای مدت در نکاح منقطع در مورد زنی که با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند 45 روز است. 

مدت عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای مدت در مورد زن حامله تا زمان وضع حمل است. 

مدت عده وفات چه دائم چه منقطع , چهار ماه و ده روز است. در مورد زن حامله اگر از زمان فوت تا زمان وضع حمل بیش از این مدت باشد تا زمان حمل است. 

در صورت فوت مرد در مدت عده طلاق رجعی : زن باید از آن تاریخ فوت عده طلاق را قطع نموده و عده وفات نگه دارد. 

زنی که با شوهر خود نزدیکی نداشته یا یائسه باشد فقط عده وفات دارد. 

زنی که به حکم دادگاه از شوهر غایب مفقودالاثر مطلقه شده است باید عده وفات نگه دارد. در این فرض شهوهر فقط در مدت عده حق رجوع دارد. 

طلاق به علت عسر و حرج ,  بائن است.

در طلاق خلع چنانچه زوجه قبل از انقضای ایام عده به مهریه خود رجوع کند طلاق خلع مبدل به طلاق رجعی میگردد و زوج نیز متقابلا حق دارد که به ازدواج رجوع کند , چنانچه مرد با علم و توجه به رجوع زوجه رجوع ننماید و این موضوع بر دادگاه احراز شود پس از انقضای مدت عده , زوجه میتواند با مرد دیگری ازدواج کند. 

مهر

هرگاه یکی از زوجین قبل از تراضی بر مهر معین و قبل از نزدیکی بمیرد زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود. 

مهر عندالمطالبه است و به مجرد وقوع عقد نکاح زن مالک آن میشود و هر تصرفی که بخواهد میتواند در آن بکند. 

برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر میتوان مدت یا اقساطی قرار داد. 

هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد. 

تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است. لیکن طبق قانون جدید اگر فقط سکه طلا در قباله نامه منظور شده باشد نمیتواند از 120 سکه تمام بهار آزادی بیشتر باشد. 

مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد. 

اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد اقدام کند دیگر نمیتواند از حق حبس استفاده کند. 

اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمیتواند بیشتر از مهرالمثل معین کند. 

مهرالمسمی :  

همان مقداریست که در عقد و در قباله ( سند ازدواج ) تعیین شده است نه بیشتر از آن و نه کمتر از آن به هیچ وجه قابل مطالبه نیست. 

در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه دهد. 

مهرالمثل :  

برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به هم قشریهای خودش در جامعه در نظر گرفته شود. 

در جایی که زن مستحق نصف مهر است  :

هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد و مهر در عقد ذکر شده باشد زن مستحق نصف مهر خواهد بود. و اگر شوهر بیش از نصف داده باشد میتواند مسترد کند.

مهر المتعه :

هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد و مهر در عقد ذکر نشده باشد زن مستحق مهرالمتعه است.

برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه میشود.

در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باز هم باید نصف مهر را بدهد. همچنین اگر یکی از آنها در اثنای مدت بمیرد یا شوهر در آخر با زن نزدیکی نکند در این نکاح مرد باید تمام مهر را بدهد.

در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی هم واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته باشد شوهر میتواند مسترد کند.

در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.

هرگاه عقد نکاح قبل از وقوع نزدیکی به جهتی فسخ شود زن خق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر :

همین که عقد نکاح واقع شد روابط زوجیت بین طرفین ایجاد و حقوق و تکالیفشان در مقابل همدیگر برقرار میشود.

زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.

زوجین باید در تحکیم مبانی خانواده و تربیت اولاد خود با یکدیگر نهایت همکاری را به عمل آورند.

ریاست خانواده با شوهر ( مرد ) است.

در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.

نفقه : عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن , البسه , غذا , اثاث منزل و هزینه های بهداشتی درمانی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه مریضی یا بیماری.

زن میتواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به دادگاه خانواده که مرجع اصلی و ذاتی حل اختلافات خانواده است رجوع کند در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم میکند اگر نداد محکوم به زندان خواهد شد تا زمانی که بتواند بدهد.

زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکونت کند مگر اینکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.

اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن میتواند یک مسکن دیگر جدا از شوهر اختیار کند و شوهر حق رفتن به منزل زن را تا اعاده وضع به حالت سابق نخواهد داشت.

شوهر میتواند زن خود را از حرفه یا شغل یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد منع کند.

زن مستقلا و بدون اجازه شوهر میتواند در دارایی مختص به خود هر نوع تصرفی را که میخواهد بکند.

زن و شوهر میتوانند شرط کنند که هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق کند یا بر علیه حیات زن سو قصد کند یا سو رفتاری کند که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در دادگاه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه کند.

عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.

هر کس زن شوهردار را با علم به وجود علقه زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عده طلاق یا در عده وفات است با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند , عقد باطل و آن زن مطلقا بر آن شخص حرام ابدی میشود.

طلاقی که با لعان همراه باشد موجب حرمت ابدی است.

عقد در حال احرام در سفر حج باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.

زنای با زن شوهردار یا زنی که در عده رجعیه است موجب حرمت ابدی است.

اگر کسی با پسری عمل شنیع ( همجنس بازی ) کند نمیتواند مادر یا خواهر یا دختر او را به عقد خود درآورد.

زنی که سه مرتبه متوالی زوجه یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام مبشود. مگر اینکه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری درآمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت جدایی حاصل شده باشد.

زن هر شخصی که به 9 طلاق که شش تای آن عدی است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام ابدی میشود.

نکاح زن مسلمان با مرد غیرمسلمان جایز نیست.

ازدواج زن ایرانی با مرد تبعه خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.

عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیوب مزبور در حال عقد وجود داشته است.

جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم بوجود بیاید موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.

هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض طرف مقابلش بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.

در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد او میتواند به حاکم شرع ( قاضی دادگاه خانواده ) مراجعه و تقاضای طلاق کند چنانچه عسر و حرج مذکور در دادگاه ثابت شود دادگاه میتواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن مستقیم قاضی طلاق داده میشود.

عسر و حرج  : عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت زیادی همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه خانواده از مصادیق عسر و حرج محسوب میشود :

1- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.

2- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلای وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام او به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک مجددا به مصرف مواد مذکور روی آورد بنا به درخواست زوجه طلاق انجام خواهد شد.

3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.

4- ضرب و شتم و کتک زدن زوجه یا هرگونه سو رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.

5- ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا واگیردار یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.

طبق قانون حق طلاق فقط با مرد است به استثنای مواد 1119 و 1129 و 1130 ق.م که زن هم میتواند مستقیما برای طلاق اقدام کند.

طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لا اقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.

طلاق باید منجز و قاطع باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.

طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مگر اینکه زن یائسه یا حامله باشد.

طلاق بائن :

1- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.

2- طلاق یائسه.

3- طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.

4- سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

طلاق خلع : آن است که زن به واسطه بیزاری که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد. به عبارتی " مهرم حلال جونم آزاد ".

طلاق مبارات : آن است که هر دو طرف از هم بیزار باشند ولی در این صورت عوض نباید اضافه بر میزان مهر باشد.

طلاق رجعی : آن است که در مدت عده برای شوهر حق رجوع وجود دارد.

زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده طلاق نگه دارد.