وصیت

قبول موصی له بعد از فوت موصی موجب تحقق وصیت میشود.

وصیت شفاهی با توجه به مواد 276 و 283 و 291 ق.ا.ح قابل پذیرش نیست. مگر در موارد فوق العاده یا موردی که اشخاص ذینفع در ترکه به صحت آن اقرار کنند.

وصیت یک عمل حقوقی قائم به شخص است و وصیت فضولی باطل است.

وصیت مقدم بر ارث است. البته وصیت مازاد بر ثلث , نسبت به مازاد غیرنافذ است و تنفیذ یا رد آن با وراث میباشد. و ورثه باید اهلیت حقوقی لازم را داشته باشند , پس ورشکسته حق تنفیذ یا رد وصیت زاید بر ثلث را ندارد.

هر کس میتواند تا ثلث اموال خود را به هر نحو که بخواهد وصیت کند و این وصیت الزام آور است و هیچ چیزی به غیر از حکم قانون یا دادگاه صالح نمیتواند مانع از آن شود.

در صورت وجود صغیر , ولی یا وصی یا قیم نمیتواند وصیت زاید بر ثلث را نسبت به سهم صغیر تنفیذ نماید مگر اینکه اجازه متضمن مصالح و غبطه صغیر و عدم اجازه موجب تضرر حتمی او باشد.

پس از فوت موصی و تادیه حقوق و دیون مالی و هزینه کفن و دفن , کل اموال باقیمانده تقویم میشود چنانچه مورد وصیت به اندازه ثلث یا کمتر باشد و یا ورثه آن را تنفیذ کنند به آن عمل میشود و اگر بیشتر باشد و ورثه نسبت به مازاد اجازه نکنند وصیت نسبت به مازاد باطل است و مازاد مانند اموال دیگر بین وراث تقسیم میشود.

دعوی تنفیذ وصیت نامه علیه وراث موصی یک دعوی ترافعی است و باید به طرفیت کلیه ورثه اقامه شود و چنانچه وصی هم از جانب موصی تعیین شده باشد باید او هم طرف دعوا قرار گیرد.

در صورت تعدد موصی لهم ( زن و مرد ) در ثلث , میزان ثلث به اعتبار دارایی متوفی در زمان فوت تعیین و بالسویه بین آنها تقسیم میشود زیرا احکام وصیت تابع ارث نمیباشد.

موصی له باید در زمان انشای عقد اهلیت تمتع داشته باشد ( وصیت بر معدوم مطلقا باطل است ) + در زمان قبول باید اهلیت استیفا داشته باشد.

موصی میتواند تا هر زمان قبل از فوت از وصیت خود رجوع کند , رجوع از وصیت میتواند صریح یا ضمنی باشد.

در صورتی که دو وصیت متعارض از یک شخص وجود داشته باشد وصیت با تاریخ موخر که حاوی آخرین اراده متوفی است معتبر است.

انواع وصیت :

1 ) وصیت تملیکی : عبارت است از اینکه شخص , عین یا منفعتی از مال خود را برای پس از فوتش به دیگری مجانا تملیک کند.

وصیت تملیکی ماهیتا عقد است و عقدی جایز است و با ایجاب موصی و قبول موصی له بعد از فوت ایجاد میشود و قبض شرط لزوم آن است.

در وصیت تملیکی معوض ( با شرط عوض ) اختلاف اس. برخی معتقدند وصیت تملیکی هیچگاه به صورت معوض ( با شرط عوض ) در نمی آید اما دکتر کاتوزیان معتقد است شرط عوض منافاتی با مجانی بودن ندارد.

وصیت به منافع ترکه وصیت به مالی است که وجود دارد و صحیح میباشد. ( ماده 842 ق.م )

ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است وصیت نمود اما حق شفعه و خیار نمیتواند موضوع وصیت باشد.

وصیت به مال مرهونه بلاایراد است زیرا حق مرتهن حق عینی تبعی و مقدم است و وصیت منافی حق وی نخواهد بود و پس از خارج کردن حق طلبکار , باقی مال متعلق به موصی له است.

موصی به , باید ملک موصی باشد اعم از کلی که تعیین مصداقش با ورثه است یا معین. اعم از آنکه موجود باشد یا قابلیت موجود شدن را داشته باشد.

اگر موصی له قبل از فوت موصی آن را قبول کند بعد از فوت نیاز به قبول مجدد نیست ( قبولی را استصحاب میکنیم ) اما اگر موصی له نیز در فاصله ایجاب تا زمان فوت موصی , فوت نماید وصیت باطل است و وراث موصی له حق تملیک آن را ندارند مگر اینکه مفاد ایجاب برای وراث موصی له باشد.

2 ) وصیت عهدی : عبارت است از اینکه شخصی , یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفاتی پس از فوتش مامور کند.

وصیت عهدی ماهیتا ایقاع است.

هرچند وصیت عهدی ( وصایت ) یک ایقاع است اما وصی قبل از فوت موصی حق رد آن را دارد.

اگر وصی به وصایت عمل نکند منعزل میشود.

3 ) وصیت به ابرا : این است که طلبکار وصیت میکند که بعد از فوت او بدهکارش بری شود.

وصیت به ابرا ماهیتا ایقاع است ولی وصیت به هبه طلب به مدیون ماهیتا وصیت تملیکی است که عقد میباشد.

4 ) وصیت به وقف : یعنی شخصی وصیت میکند که پس از فوت او ثلث از اموالش وقف باشد.

وصیت به وقف ماهیتا عقد است. در وصیت به وقف خاص , موقوف علیهم قبول میکند و در وصیت به وقف عام , حاکم قبول میکند.

وصیت به غیرمحصور و جهات قبول نمیخواهد ولی وصیت به وقف بر غیرمحصور و جهات قبول میخواهد.

در وصیت بر عام قبول شرط نیست ( زیرا ایقاع است ) اما در وقف بر عام و وصیت بر وقف عام قبول حاکم شرط است ( زیرا عقد است ).