عقد ضمان

عبارت است از اینکه شخصی ( ضامن ) بدهی و دینی را که بر ذمه دیگری ( مضمون عنه یا مدیون اصلی ) است به عهده بگیرد.

اقسام ضمان : 1- ضمان نقل ذمه به ذمه   2- ضمان ضم ذمه به ذمه

اوصاف ضمان موجب ضم : از طرف ضامن لازم و از طرف مضمون له جایز میباشد + عقدی مجانی و تبعی و رضایی و مسامحه ای است.

اوصاف ضمان موجب نقل : ضمان عقدی لازم است و وفق ماده 701 ق.م ضامن یا مضمون له نمیتوانند آن را فسخ کنند مگر در صورت اعسار ضامن به طوری که در ماده 690 ق.م مقرر است یا در صورت بودن حق فسخ نسبت به دین مضمون له و یا در صورت تخلف از مقررات عقد.

ضمان عقدی معوض است. ( عوضین عبارتند از : سقوط تعهد مضمون عنه در مقابل ایجاد تعهد ضامن ).

بر طبق ماده 708 ق.م کسی که ضامن درک مبیع است در صورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیار , از ضمان بری میشود.

ضمان عقدی است عهدی. چوناثر ضمان تعهد ضامن است اعم از آنکه ضمان نقل ذمه یا ضم ذمه باشد.

ضمان نقل ذمه عقدی است معوض و ضمان ضم ذمه عقدی است مجانی.

ضمان موجب ضم موجب انتقال دین نمیشود اما در ضمان موجب نقل , دین منتقل میشود. اصل بر ضمان موجب نقل است.

وفق ماده 698 ق.م بعد از اینکه ضمان به طور صحیح واقع شد ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول میشود. ( اثر اصلی عقد و مقتضای ذات آن ).

تعلیق در عقد ضمان : دو حالت برای تعلیق در ضمن عقد وجود دارد.

1- تعلیق در انتقال دین : یعنی تعلیق در اثر اصلی عقد و در این صورت عقد باطل است.

2- تعلیق در تعهد به پرداخت : یعنی تعلیق در اثر تبعی عقد و در این صورت عقد صحیح است.

در ضمان موجب نقل ضامن و مضمون له باید اهلیت داشته باشند اما در ضمان موجب ضم چون در حکم تملک بلاعوض است قبول مضمون له سفیه یا صغیر ممیز معتبر میباشد.

ضمان حال و موجل : وفق ماده 692 ق.م در دین حال ممکن است ضامن برای پرداخت اجلی معین کند. ( ضمان موجل ). و همچنین میتواند در دین موجل , تعهد به پرداخت فوری کند. ( ضمان حال ). و اگر ضمان موجل باشد مضمون له نمیتواند قبل از انقضای مدت طلب خود را از ضامن مطالبه کند حتی اگر دین حال باشد. و در ضمان حال نیز مضمون له میتواند هر زمان طلب خود را مطالبه کند اگرچه دین موجل باشد.

در صورتی که در ضمان به مطلق و موجل بودن آن تصریحی نشده باشد , اصل بر ضمان حال است مگر اینکه به قراین معلوم شود که موجل بوده است.

ضمان موجل به فوت ضامن حال میشود و ورثه ضامن باید از ترکه او دین را ادا کنند. در این صورت اگر دین موجل بوده باشد ورثه پرداخت کننده قبل از رسیدن اجل دین اصلی حق مراجعه به مضمون عنه را ندارند زیرا این دین در اثر فوت ضامن حال نشده است و موضوع مشمول ماده 715 ق.م میشود که مقرر داشته هرگاه دین مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهد مادام که دین حال نشده است نمیتواند از مدیون مطالبه کند. 

همچنین در صورتی که دین حال باشد هر وقت ضامن تادیه کند میتواند به مضمون عنه رجوع کند هرچند ضمان موجل باشد و موعد آن نرسیده باشد مگر اینکه مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده باشد. 

ضمان ضم ذمه دو شکل دارد :

طولی و عرضی 

ضمان عرضی ( ضمان تضامنی ) : حالتی است که ضامن و مدیون در عرض هم هستند و بین آنها تقدم و تاخر نیست و طلبکار میتواند به هر کدام که خواست رجوع کند. 

ضمان طولی ( ضمان وثیقه ای ) : حالتی است که مدیون و ضامن در طول هم هستند. یعنی طلبکار بدوا به مدیون اصلی مراجعه میکند و اگر با عدم پرداخت مواجه شد به ضامن مراجعه میکند. 

موضوع ضمان مال کلی میباشد اما قانون مدنی ضمان از اعیان را نیز پذیرفته است. ( ماده 697 ق.م ) البته نوعی تعهد به فعل ثالث است و نمیتوان آن را ضمان در معنای اخص دانست. 

ضمان از عین مضمونه : چنانچه شخصی ید ضمانی نسبت به مال غیر داشته باشد متعهد است عین و منافع آن را عینا به مالک مسترد کند. ضمانت شخص دیگر از شخص مذکور را ضمان اعیان میگویند. و اگر کسی از اعیان مضمونه ضمانت کند این ضمان نوعی تعهد به فعل ثالث است اما اگر عین مضمونه تلف شود شخص باید بدل بدهد و تعهد او یک دین کلی میشود و میتوان از این شخص ضمانت کرد. 

در ضمان شرط نیست که ضامن مال دار باشد اما اگر مضمون له به عدم تمکن وی جاهل باشد حق فسخ عقد را به استناد تخلف از شرط تبانی دارد. 

در ضمان لازم نیست که دین مستقر باشد. همین که سبب قانونی یا قراردادی دین ایجاد شده باشد میتوان از آن ضمانت کرد هرچند متزلزل باشد( ماده 696 ق.م ) مثل ضمانت از مهر قبل از وقوع نزدیکی یا نفقه آینده شوهر و یا ضمانت از حسن انجام قرارداد پیمانکار. ( ماده 691 ق.م ) 

اگر دین اصلی به نحوی منفسخ یا باطل شود , عقد ضمان نیز به تبع آن منفسخ میشود. 

ضمان ترامی , موضوع ماده 688 ق.م : اگر به صورت مطلق باشد باعث برائت ضامن میشود اما اگر با شرط تضامن باشد همه ضامنین در برابر طلبکار مسئولیت تضامنی دارند. در صورتی که چند نفر ضمانت فردی را قبول کنند به نحو تسهیم , مضمون له به هریک به نسبت قدر السهمش حق رجوع دارد و اگر یکی از ضامنین تمام آن را ادا کرد میتواند به هریک از ضامنین که اذن به او داده اند به نسبت قدر السهمشان مراجعه نماید. 

اگر مضمون عنه از ضامن ضمانت کند آن را ضمان دور میگویند. واگر شخص ثالث از ضامن ضمانت کند ترامی است. 

موارد فسخ ضمان ( ضمان موجب نقل ) : 

1- اعمال خیار شرط ضمنی از سوی مضمون له جاهل به اعسار.

2- در صورت فسخ دین مضمون عنه. ( جمع مواد 696 و قسمت دوم ماده 701 ق.م ) 

3- در صورت تخلف از شروط ضمن عقد.

فردی که ضمانت ضامن را کرده است در صورتی که با اذن باشد پس از پرداخت فقط حق مراجعه به مضمون عنه خود را دارد. 

اقاله ضمان : اقاله ضمان موجب نقل ذمه غیرنافذ است. ( اقاله نکاح و وقف باطل است ) ولی ضمان موجب ضم ذمه را میتوان اقاله کرد. 

پرداخت دین : اگر دین حال و ضمان موجل باشد ضامن میتواند پیش از اجل پرداخت کند مگر اینکه مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده باشد که در این صورت ضامن فقط بعد از رسیدن اجل حق رجوع به مضمون عنه را دارد. 

پرداخت دین توسط ضامن و مضمون عنه : 

اگر ضامن دین را بپردازد اما پیش از او مضمون عنه دین را پرداخت کرده باشد آنچه ضامن داده است دین مضمون عنه نیست و ایفای ناروا میباشد و باید جهت استرداد به مضمون له رجوع نماید. 

اگر مضمون له به ضامن بدهکار شود و به هر نحو اعم از تهاتر یا مالکیت مافی الذمه دین ضامن ادا شود , حق مراجعه ضامن به مضمون عنه ساقط نمیشود. زیرا غرامتی متحمل شده است و بری شدن ضامن بدون عوض نبوده است. 

اگر ضامن حواله ای به سود مضمون له صادر کند از زمان تحقق حواله حق رجوع به مضمون عنه را دارد مگر در ضمان موجل ( ماده 702 ق.م ) 

اگر ضامن دین را پرداخت کند و مضمون عنه مجددا بپردازد ضامن حق رجوع به مضمون عنه را دارد. 

اگر ضامن دین را پرداخت کند و مضمون عنه مجددا بپردازد مضمون عنه حق رجوع به مضمون له را دارد. ( وی استیفای ناروا کرده است ). 

اگر مضمون له , ضامن را از دین بری کند , ضامن حق رجوع به مضمون عنه را ندارد. 0 غرامتی متحمل نشده است ). 

اگر مضمون له فوت شود و ضامن وارث او باشد حق رجوع به مضمون عنه را دارد زیرا هرگاه وارث به مورث خود مدیون باشد , در اثر فوت مالکیت مافی الذمه ایجاد میشود و مالکیت مافی الذمه مانند ایفای دین است و به این جهت میتواند به مضمون عنه مراجعه کند. 

ضمان عهده بایع : 

اگر مبیع مستحق للغیر درآید , ثمن باید به خریدار بازگردانده شود , این نوع ضمان را نیز قانونگذار پذیرفته است. 

ضمان عهده شامل بطلان بیع به سبب مقدور التسلیم نبودن یا مالیت نداشتن یا مستحق للغیر در آمدن مبیع نیز وجود دارد.